چی؟؟؟؟
کنسرت؟
کجا؟؟
بوشهر؟![]()
کی؟
همین هفته؟
نه بابا!!!!
رضا؟؟؟
کدوم رضا؟؟
رضا صادقی؟؟؟
مگه میشه نیام؟؟؟![]()
حتما واسه منم بلیط بگیر..
زود باش….الان در باز میشه و ما جا می مونیم..اه
…زود آماده شو دیگه…
واییییییییییییییییییییی…چقدر شلوغه!!!![]()
خدا رو شکر که زود رسیدیم!
پس بلاخره توی شهر ما هم یه خواننده ی خوب کنسرت گذاشت! ![]()
چرا انقد می خندین حالا؟ یعنی انقدر ذوق زده هستین؟![]()
به من چه که تشنته ممکنه الان در باز بشه…![]()
این که داره میاد مینی بوسشونه…؟![]()
وای کر شدم انقده جیغ نزن رضا صادقی که توی مینی بوس نیست..![]()
از کمر افتادم بابا…![]()
خدا بهش رحم کرد
..بیچاره درست پشت کمرش ترقه رو انداختن…
اصلا فکرشم نکن من بیام توی بلوار بشینم…خسته ای که خسته ای…تنها برو!![]()
می دونی چیه؟؟ گور بابای هر چی ترقه..بیا بریم بشینیم دارم میمیرم!![]()
خانم کوچولو اسم عروسکت چیه؟
میشه منو هم بازی بدین؟؟ آخه حوصلم سر رفته ؟؟![]()
اینم فکر خوبیه..بهتره همین جا توی بلوار کنسرت رو از گوشی تو میشنویم![]()
یعنی میگی اون دو تا مینی بوس خودشونون؟![]()
کجا؟؟؟ بشین بابا..من نمیام حسته شدم از ایستادن..
آقا..آقا..جریان چیه؟؟ از ساعت ۶ تا الان سر پا ایستادیم..چرا درو وا نمی کنید؟؟![]()
تو چرا نارحت میشی؟؟ خوب حق داشت گفت توی شهر شما دوازده ساله کنسرت برگزار نشده..حق داشت به تو بگه خانم مگه شما تا حالا کنسرت دیدی تو عمرتون؟![]()
چرا غر میزنی؟ مگه نگفت یکساعت دیگه درو باز می کنیم؟بیخیال خوب منم خستم..تا اینجاشو اومدیم بقیشو هم تحمل می کنیم…![]()
الو؟؟ داداش خونه ای؟؟ ما تا پنج دقیقه دیگه اونجاییم.![]()
آره رفتیم کنسرت ولی…![]()
خوب دیگه استراحت بسه..بهتره بریم..شاید تا حالا شروع شده باشه…
اونجا رو ببین!! انگار هنوز همه دم در ایستادن! وای بازم؟؟؟؟![]()
انگار یه خبرایه…بهتره بریم نزدیک تر…آره..اونی که اومدو دیدی؟ از سازمان…بود.احساس میکنم
حکم آزادی رو آورده!![]()
هر کی بلیطشو دست خودش بگیره..ممکنه گم بشیم..ممکنه له بشیم حتی..خلاصه حلالم کن..
خدایا قول میدم دیگه نیام کنسرت
واسه خودم و خودش آروزی سلامتی می کنم!
بچه ها کسی شال منو ندیده ؟؟؟![]()
وای خدا رو شکر انگار جون سالم بدر بردیم…زود بریم سر جاهامون بشینیم…
داشتم فراموشت میکردم…هوراااااااااااااااااااااااا ترانه مورد علاقه من![]()
خوب دیگه با آرامش از سالن خارج بشید!!!!!!!
همین؟؟چقدر کم؟؟ همه این دعواها واسه نیم ساعت بود؟؟؟
باشه رضا جان…بازم دوستت دارم…بازم دوستت دارن..شاید بازم بیایم…ما که عادت کردیم ..بازم
مثل همیشه خودمونو میزنیم به بی خیالی…بازم میایم!
انقدر میایم که جای اون دوازده سال رو بگیره..بازم میایم..حتما میایم…اگه اینجوریه ساختن
فرهنگ…باشه میایم..اگه فرهنگ اینه..حتما میایم…اگه بوشهر اینه..چرا نیایم…من بوشهریم و
بوشهر رو میپرستم…میام ..میایم …میام و همه میان به امید روزی که جهار تا غربتی جرات
نکنن بیان اینجا تو خاک خودمون بهمون توهین کنن و نتونیم دم بزنیم![]()
ممنونم..من دیگه میرم خونه..ساعت یازدست..دیر وقته..خیلی خوش گذشت..بازم از این خبرا بهم
بده…
| [جامعه وبلاگ نویسان بوشهر] |
|
|
| نوشته بعدی : فرهنگ بی فرهنگی » | ||
| نوشته پیشین : « نوشتههای پیشین | ||
بوشهری و وبلاگ نویس هستید؟ رایگان ثبت نام کنید ! |
||