دکتر روانشناس

خدر با زنش شهرو (
شهربانو ) تو اتاق ری مبل نشسته بیدن  و داشتن سی خوشون سریال سیل میکردن
که شهرو با یه عشوه و ناز قشنگی گفت : خدرررررررررررررررر عزیززممممممممم .
قربونت برم هفته به هفته , خوشگلی تو به کی رفته ؟؟؟ بیو سیت میوه قاش قاش
( تیکه تیکه ) کردمه بخور تا از دهن نفتاده ( نیفتاده ) ,
جیگرمممممممممم. 

خدر :  .  دیگه چه ازم میخیی ( می خواهی ) که
ایطوری قربون صدقم میری زن ؟؟؟ دوباره دداتینا ( خواهرت ) چه خریدن که تو
دلت خواسته ؟؟؟ چقه چشم و هم چشمی میکنین شما ها , نباید ما مردها چند روزی
از دست شما آرامش داشته باشیم ؟؟؟؟

شهرو : خدرررررررررررر اصلا
ازت انتظار نداشتم , یعنی مو نمیتونم قربون صدقه ی شوهرم برم ؟؟؟یعنی مو
نمیتونم با شوهرم راحت باشم و عاشقانه رفتار کنم ؟؟؟ یعنی هروقت مهربون
میشم ازت چیزی میخوام ؟؟؟ خیلی بی انصاف هسی مرد . بعد هم میگن با شوهرتون
حرف بزنید و با گفتمان مشکلات تون حل کنید .

خدر : اینا سی بچه ی آدم
گفتنه نه سی ما که بیشتر از ۵ دقیقه نمیتونیم با هم درست حرف بزنیم چون
بعدش حتما دعوا میشیم , یا تو قهر میکنی میری خونه ی بوات ( بابات ) یا مو
ظروف آشپزخونه میشکنم ( می شکونم ) . پس بهتره با هم اصلا حرف نزنیم .

شهرو :
بلانسبت , ریم ( روی م ) به دیوار  ما آدم های تحصیل کرده ای هسیم خدر ,
باید حرف همدیگه رو خوب بفهمیم ولی همیشه تو خونه مون دکرک جنگن ( دعوای
مداوم ). تو اصلا به مو توجه نمیکنی مرد . چطور رنگ مین ( موی ) دختر
همساده ( همسایه ) یادت میمونه ولی اصلا حواست نی که مو امروز رفتم
ابروهام برداشتم و آرایش کردم سی تو . شما مردا سرا پا چیت ( نوعی پارچه ) 
هسین که مفت تون ارزش نداره . 

خدر : هاااااااااااا شلوغش
نکن ای همه ها , مو از کجا باید بفهموم تو برمات ( ابروهات )  برداشتی یا
نه ؟ ماشالله ابرو نی خو , پاچه ی بزن , کلا هم بتراشیش ( با تیغ برداشتن )
هنی جاش معلومه .

شهرو : تو هیچ وقت نفهمیدی مو چه میگم . باشه
خدر مو مثل همیشه کوتاه میام چون نمیخوام با هم جر ( دعوا ) کنیم ولی یه
پیشنهادی دارم سی ( برای )  بهتر شدن رابطه مون . بیو با هم بریم پیش دکتر
روانشناس .

خدر : کجا بیام ؟؟؟؟؟ روانشناس ؟؟؟؟ یدفعه سیم
بگو کلو ( دیوونه ) و خودت راحت کن دیگه زن . باپیر ( پدربزرگ ) خدا
بیامرزم میگفت نباید سی زن ری ( رو ) بدیا ولی مو حرفش گوش ندادم . لا اله
الا الله , لعنت بر شیطون حروم زاده .

شهرو : سیچه قاطی میکنیا ؟؟
می خوامتا همی دو تا تار مینی ( مو) که ری سرت  هسی به باد بده ها . مگه
هرکی دیوونه هسی میره پیش روانشناس مرد ؟؟ سیچه مثل قدیمیا فکر میکنیا ,
امروزه روز تو دنیا  هرکی مشکلی تو زندگی مشترکش یا تو کارش داره میره پیش
روانشناس , خارجی ها که حتی  گولی ها شون ( گربه شون ) هم میبرن پیش
روانشناس مخصوص . ما از گولی کمتر هسیم ؟؟؟

خدر : مو از ای خاله زنک
بازی ها خوشم نمیادا . بشین زن اوقاتم تحل ( تلخ ) نکن , مو بوام ( بابام )
پیش روانشناس رفته یا دیم ( مادرم ) ؟؟؟ میفهمی اگه دیم ( مادرم ) بفهمه
که همچین حرفی زدیه خین چالوت ( استعاره از زخمی کردن ) میکنه . جواب
همساده ها و فامیل چه بدم ؟؟ بگم دیوونه شدم یا روانی واویدمه ( شدم ) از
دست تو که رفتم پیش روانشناس ؟؟؟

شهرو : دور سر شوهر عزیزم
بگردم . تو عاقل تر از همیشه هسی . ما که دیگه نباید اشتباهات بزرگ ترامون
انجام بدیم , اونا نمی فهمیدن روانشناس چه نعمت بزرگی هسی , ما خو میفهمیم ,
دور از جونت ما ۲۰ سال درس خوندیم تا با قدیمیا تفاوت داشته باشیم نه
اینکه همو کارا انجام بدیم . میفهمی اگه بریم پیش روانشناس رابطه مون بهتر
میشه و بهتر حرف همیدگه میفهمیم . بعدش هم مو پیش زنهای فامیل میشینم و با
فیس و افاده میگم که مو و عشقم خدر خیلی امروزی هسیم , بخاطر مشکلمون رفته
بیدیم پیش روانشناس . میفهمی چه کلاسی داره ؟؟؟ با ای حرفکو ددات ( خواهرت )
بوک میگیره ( استعاره از عصبانی شدن ) و مو دلم خنک میشه .

خدر :
امون از دست شما زنا . مو پیل سی ( برای)  ای سوسول بازی ها نمیدم .
روانشناس بدرد نمیخوره زن ,  الان زنگ میزنم به موبایل دیم (مادرم ) و سیش (
براش ) میگم  که بره پیش دعاخون سیمون ( واسه ما )  دعا بخونه , فکر کنم
چیش مون ( چشم مون ) زدن . حالا شوم ( شام ) چه داریم بخوریم .

شهرو :
آزار داریم , زهر مار داریم , کوفت داریم . تو اصلا نیازهای مو رو برآورده
نمیکنی , اصلا فکر کلاس مو نیستی , همش میخهی ( می خواهی )  مو جلو فامیلات
کوچیک کنی . برو پیش همو دیت ( مادرت )  تا سیت شوم ( شام ) درست کنه . مو
میرم بخوسم ( بخوابم ) , ۵۰ متری مو رد نشی که شهیدت میکنم ,  مردم هم
شوهر دارن ما هم شوهر داریم  , پیشونی سیه ی ( سیاه ) مو .


عبدو نوشت :

با توجه به ایمیل ها و پیام های خصوصی که
در چند روز اخیر داشتم واجب دونستم که چند نکته رو متدکر بشم .

۱ . من
هیچگونه اعتراض و شکایتی به جشنواره ندارم و این حرف که اشخاصی با من دشمنی
یا خصومت دارند رو ۱۰۰% رد میکنم . تمام داوران این مسابقات با اینکه
اسامیشان فاش نشده است از همشهری ها و دوستان خوب من هستند که از صمیم قلب
دوستشون دارم . مسابقات وبلاگ نویسی اولین تجربه خود را سپری کرد و مسلما
دارای کمبودها و کسری های بوده ولی نباید زحمت شبانه روزی دوستان رو نادیده
گرفت .

۲ . به
همه دوستان منتخب تبریک میگم و امیدوارم مثل همیشه موفق و پیروز باشند .

۳ . به
اعتقاد من بهترین داوران , خواننده های وبلاگ هستند . فلسفه ی این وبلاگ از
ابتدا این بوده که اگه بتواند لبخندی رو به لبهای دوستان و همشهری های
عزیزم هدیه کند و از همان ابتدا فارغ از مسابقه و هر موضوع دیگری بوده .
امیدوارم که بتوانم در آینده با موضوع های بهتر و مطالب شادتر در خدمت همه
دوستان باشم . همیشه ی ایام شاد و خندون باشید  انشالله .

[جامعه وبلاگ نویسان بوشهر] فرستادن به فیسبوک فرستادن به بالاترین فرستادن به دنباله
نوشته بعدی : »
نوشته پیشین : «

بوشهری و وبلاگ نویس هستید؟ رایگان ثبت نام کنید !

پرتال فروشگاه ساز اینترنتی بازارگاه No foi possvel encontrar o ficheiro pretendido.