نقد شعر های شاعران و نویسندگان بوشهری
خداوند تصمیم گرفت موجودی جدید را بیافریند
آدم و فرزندانش دیگر در زمین نبودند و اکنون همه آنها در بهشت و جهنم بودند…
خداوند موجود جدیدی را از نیست به هست آورد، سپس همه را امر به سجده کرد همه سجده کردند ..
خداوند انسان را احضار کرد و از انسان و فرزندانش خواست این موجود را سجده کنند…
ای فرزند آدم آیا موجود جدیدم راسجده میکنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
در فراقم روز و شب نالیده ای
در ره عشقم به خود بالیده ای
بارش باران اشکم دیده ای
از گلستانم گلی را چیده ای
برگریزان دلم را خوانده ای
در ره عشقم تو تنها مانده ای
این خدایم را خدایی کرده ای
مرغ جانم را هوایی کرده ای
“م.ص.ر”
منبع:سایت برگریزان
نقد متن:
*تکرار تاریخ* دورنمای زیبایی از تاریخ انسان و شیطان است. در ابتدا که خواننده متن را میخواند انتظار تکرار تاریخ به این صورت را ندارد ولی در اواسط متن که متوجه می شود خداوند از انسان ناامید شده بناچار خواننده کنجکاو میشود و تا آخر متن را دنبال میکند.
اما شعر که به جرات میتوانم آن را نقطه قوت متن های آقای رزمی ذکر کنم که روز به روز پخته تر و آهنگین تر میشود.
بدون شک و اغراق محمدصادق رزمی از شاعران و متن نویسان نامی و پر آوازه دیار ما بوشهر خواهد شد و من اطمینان دارم که نه تنها از شاعران و متن نویسان نامی بوشهر خواهد شد بلکه با این روند بعید نیست که او را روزی در بین شاعران معروف و پر آوازه ایران ببینیم ولی او باید سعی و تلاش بیشتری کند و دید خود را از اینکه دنیا را تاریک و زجر آور میبیند تغییر دهد و همچنین در اشعارش به خاطر حفظ وزن شعر بعضی مواقع از هدف اصلی شعر دور شده است
در پست بعدی داستان “مثل تو” از آثار بانو فاطمه زنده بودی را نقد خواهم کرد…