زندگی بیشترش سوختن است
درس آموختن است.
زندگی انتظاری است که آدم ز برادر دارد.
زندگی فانوسی است لب دریای خیال آویزان
میتوان آن را دید و نبیش
روشن است اما به اندازة خویش
زندگی تابلویی است نیمة راه
که ز سر منزل مقصود خبر می آرد
کار او هشدار است
گر مسافر رهش بیدار است
زندگی تجربة تلخ فراوان دارد.
دو سه کوچه پس کوچه و اندازة یک عمر بیابان دارد.
زندگی زندانی است که در آن بیشتر از زندانی, زندانبان دارد.
زندگی دین بزرگی است که بر گردن ماست
*********************************
زمان : ۱۸/۱۲/۸۸ روز بوشهر
مکان : سالن مجتمع فرهنگی بوشهر
ساعت ۱۷:۴۵ بعد از ظهر
دقایق دارن میگذرن و من گوشه ای از حیاط روی یکی از صندلی های مجتمع فرهنگی به انتظار دوستانم نشسته ام رو به دریا و غروب خورشید و دارم تماشا میکنم . هنوز تا برگزاری مراسم روز بوشهر دقایقی مونده و مسئولین در فکر جا هستند که هم استانی های عزیزی که قراره بیان سر پا نباشند . صندلی هایی آورده شد و توی سالن چیده شد . وسایل پذیرایی آماده شد تا از همه پذیرایی به عمل بیاد .
دقایقی رو به غروب زیبا و دل انگیز شهرم بوشهر نگاه میکنم . غرق لذت میشم . اما افسوس که ….
همینجور که محو تماشای غروب نشسته بودم با صدای دوستی که سلام میکرد به خودم اومدم و متوجه شدم که دوستانم دارن میان و تا دقایقی دیگر جشن برگزار میشه و باید وارد سالن بشیم . وارد سالن که شدیم ابتدا چشمهام به سن سالن افتاد به زیبایی تونسته بودند نماد خونه های قدیمی شهر رو درست کنند . توی سالن خیلی ها اومده بودند از مسئولین شهر گرفته تا حالا همین هم استانی های عزیز خودمون و دوستان وبلاگ نویس که یک به یک با افتخار وارد می شدند . آخه قرار بود که در خلال همین جشن از۳ نفر از دوستان وبلاگ نویسی که در مسابقه روز بوشهر شرکت کرده بودند و مقام آورده بودند تقدیر به عمل بیاد .
قرار بود جشن ساعت ۱۸:۳۰ برگزار بشه که با تاخیر ساعت ۱۹ برگزار شد . همین ۳۰ دقیقه تاخیر بسیاری از برنامه ها رو دچار اختلال کرد و بی برنامگی بوجود آورد . ابتدا با آیاتی از قرآن شروع و با سرود جمهوری اسلامی آغاز شد و تا آخر که ….
زمان بندی مراسم خیلی دقیق شده و از روی برنامه پیش نمیرفت . مثلا استاد یا چهره ماندگاری که ۱۰ دقیقه زمان داده بودند تا سخنرانی کنه بجاش ۲۰ دقیقه صحبت میکرد و این خیلی وقت گیر بود . جشنی که قرار بود ۲ یا نهایت ۳ ساعت زمان بر باشه تا ساعت ۲۳ به طول انجامید و این اتلاف وقت بسیاری از هم استانی ها رو ناراضی کرده بود و باعث دلخوری بسیاری شده بود .بعد از سخنرانی مسئولین و اجرای آهنگ های متعدد و اهدا جوایز به چهره های ماندگار و بلاخره بعد از اینکه سخنرانی پایانی رو انجام دادند ، شروع کردند به اعلام جوایز دوستان وبلاگنویس که با تشویق های پی دی پی ۳ نفر برتر رفتند و جوایز خودشون رو گرفتند .
گذشت . ما نیز میگذریم . اما روزی گذرتون به ما میخوره و روزی روزگاری محتاج همین جوانان وبلاگنویس میشید . اونوقت ما اینقدر معرفت داریم . مثل شما بی معرفت نیستیم . درسته عصبی شدیم . درسته خیلی بهمون بی احترامی شد اما با همه اینها بازهم معرفت گذشت داریم . باز هم میگم مثل شما بی معرفت نیستیم .
چقدر دوندگی ، چقدر هماهنگی ،تلفن های پی در پی و هماهنگ کردن با وبلاگنویسان ……. . اما توی این میون نمیتونیم از زحمات دوستان عزیز شورای مرکزی بگذریم .
جا داره از همه این دوستان تشکر ویژه ای کنم . زحمات بسیاری کشیدن .
به قول عزیزی که میگه این نیز بگذرد . میگذره و در گذر زمان محو میشه .
به دوستان عزیزم آرمان و محمد باقر و دوست عزیزی که افتخار آشنایی باهاشون رو نداشتم کسب مقام اول تا سوم رو تبریک میگم . امیدوارم در همه مراحل زندگی موفق و موید باشید .
به دوستانی که مقام جهارم تا دهم مسابقه رو کسب کردند هم تبریک میگم .
( نمیدونم چه کسانی هستند . ) موفقیت این دوستان رو تبریک میگم .
*************************
جملات کوتاه :
۱ – زندگی کوتاه تر از آن است که به خصومت بگذرد و قلبها گرامیتر از آنند که بشکنند . فردا خورشید طلوع خواهد کرد . حتی گر ما نباشیم ….
۲- سنگینی باری که خدا بر دوش ما میگذارد ، آنقدر نیست که کمرمان را خرد کند . بلکه آنقدر است که ما را برای دعا کردن به زانو در آورد …
۳- زندگی چون بادکنکی است در دستان کودکی ، که همیشه ترس از ترکیدم آن ، لذت داشتنش را از بین میبرد …
۴- دریاها نماد فروتنی هستند . در نهاد خود کوه هایی بلندتر از خشکی دارند ولی هیچگاه آنرا به رخ ما نمی کشند . ” ارد بزرگ ” . پس دریایی باش…
۵- خدایا وقتی ازم گرفتی و بهم بخشیدی ، فهمیدم که معادله زندگی ، نه غصه خوردن برای نداشته هاست و نه شاد بودن برای داشته …
*******************************
دوستان عزیزم داره روزها میگذره و چیزی دیگه نمونده تا پایان سال . هنوزم نگاه کودکان این سرزمین و این دیار به دستان شماست . هنوزم روی تصمیمی که گرفتم استوار هستم و نیازمند یاری سبز شما . بیایید دل این کودکان رو شاد کنیم . تا خدا هم گوشه چشمی به همه ما داشته باشه . پس یا علی بسم الله …….
***********************
توجه توجه توجه :::::
اطلاعیه :::::::
جلسه مجمع عمومی فوق العاده
به اطلاع کلیه وبلاگ نویسان استان بوشهر می رساند طبق قانون سازمان های مردم نهاد ،خانه وبلاگ نویسان بوشهر با توجه به درخواست های اعضاء و پیگیری انجام شده توسط شورای مرکزی ، اولین جلسه مجمع عمومی فوق العاده این خانه را در روز پنج شنبه مورخ ۸۸/۱۲/۲۰ از ساعت ۱۶٫۳۰ تا ۱۸٫۳۰ در سالن شهید آوینی سازمان تبلیغات اسلامی واقع در میدان امام خمینی(ره) شهر بوشهر برگزارمی کند . ( برگرفته از سایت خانه وبلاگ نویسان استان بوشهر ) .
| [جامعه وبلاگ نویسان بوشهر] |
|
|
| نوشته بعدی : سلام اگر دنیا همین است » | ||
| نوشته پیشین : « دلگیرم | ||
بوشهری و وبلاگ نویس هستید؟ رایگان ثبت نام کنید ! |
||