این چند روز
حقا که حقی
چهارشنبه : مدتی هست که این روزنوشت هام رو فراموش کرده بودم ، یادم میاد وقتی روزای چهارشنبه میومد طوری حوادث اون روز تو ذهنم مرور میکردم که تک تک لحظه هاش به یادم بمونه و مهمترین و جالبترینش رو بیام بنویسم . اما این چهارشنبه …
پنجشنبه : پارسال روز میلاد حضرت محمد روزی بود که هیچ وقت از یادم نمیره .( آوای مهر !) اما امسال رو مثال اوسا بناها گذشت . تو گچ و خاک و …
جمعه : چیزی حدود چهارده ساعت صبر کردم . صبر ایوب هم اینقدر نبود ! تازه تو این صبر طولانی امین هم نبودش . چه سر خودم آوردم خدا میدونه !
شنبه : تو وبلاگ دوستان که این چند روز متن نوشته بودن رو یکی یکی سر زدم . حقیقت میگم و بدون اینکه بخوام از طرف گروهی حرف زده باشم وبلاگ شناشیر واقعا منو از این حالت چند روز خلاص کرد . وقت داشتید برید بخونید .
بی ربط :
- دارم دنبال قالب قشنگ میگردم تا پیدا نشه فعلا با همین مجانی ها خودم رو راضی میکنم .
- رازقی را دریابم به پیوند گل شبنم و یخ بگردم ، آیا تمنای من به حضور خدا و در درگاهش چگونه باید پاسخ دهد را نمیدانم .