احمد خان دشتی
احمد خان دشتی فرزند محمد خان دشتی است.گرچه بعد از پدر حکومت
دشتی به او نرسید و حیدر خان وارث انجا
گردید اما نه تنها ذوق سخن و طبع روان را از پدر به ارث برد بلکه در باریک اندیشی
نارک کاری از پدر نیز پا را فراتر گذاشت.وی از شعرای خوش ذوق و خوش خلق و فاضل
دشتی است که در اواخر قرت سیزده متولد گشت و در سال ۱۳۳۴ هـ.ق حدود چهل سال سن
داشته است.
در جوانی عاشق«آبی بی» دختر عموی خود می شود ولی او هرگز به معشوقه
خود نرسید.
نمونه ای شعر او:
اگر نه پای مهرت در میان بود
مرا کی دوستی با دشمنان بود
اگر شور گلشن در سر نبودی
چرا بلبل به هر خارش مکان بود.
دریغا کز چم سرو روان رفت
بهار
عمر بر باد خزان رفت
به صد حسرت به هنگام وداعش
به ره
ماندم چو گرد و کاروان رفت
بتا روی تو چون بدر منیر است
دو
چشمت آفت برنا و پیر است
نه تنها شد دل من صید زلفت
به
هرتاری هزاران دل اسیر است.