یه کاغذ …

یه کاغذ
مچاله توی سطل زباله

یه حس یا
یه شعر که هنوز ناتمامه

 

پشت سر یه
آینه یه شمعدون یه عکس که تو قابه

آینه راست
میگه لبخند توعکس یه دروغه یه خیاله

 

روبرو یه
ماه کامل زل زده از لا به لای پنجره

می دونه
شب عاشقشه، هی پشت هم ناز می کنه

 

چهار تا دیوار
یه اتاق که مثلا رنگش سفیده

اما نه
اونم بی شمع سفید نیست رنگش خیلی سیاهه

 

فرش لخت
زیر پا نقش حوا و یه خوشه گندم رو نقابشه

آب سرخ تعارف
می کنه و کشتن پروانه تو خیالشه

 

یه کاغذ
دیگه، با جنس احساس از فصل آرزو با کلمه می گه

در و
دیوار دلم جز از شب و بی معرفتی تو چی می تونه بنویسه

[جامعه وبلاگ نویسان بوشهر] فرستادن به فیسبوک فرستادن به بالاترین فرستادن به دنباله
نوشته بعدی : »
نوشته پیشین : «

بوشهری و وبلاگ نویس هستید؟ رایگان ثبت نام کنید !

پرتال فروشگاه ساز اینترنتی بازارگاه No foi possvel encontrar o ficheiro pretendido.