جشن سوری و یا آنچه ما امروز آن را چهار شنبه سوری میخوانیم ، جشنی است که
مانند بیشتر جشن های ایرانی که به ستاره شناسی بستگی دارند مبدا همه حساب
های علمی و تقویمی است .
در آن روز در سال ۱۷۲۵ پ م زرتشت بزرگترین حساب گاه شماری جهان را
نموده و کبیسه پدید آورده و تاریخ کهن را درست و منظم کرده است (۱).
بر
خلاف بعضی از مناسبت ها این مناسبت سر منشا ای کهن و باستانی در تاریخ این
آب و خاک دارد ، و پر هجو نیست اگر بگوییم از اهمیتی به مراتب بالاتر از
نوروز بر خوردار بوده است .
ازین رو شاید از آنچه که بایسته این مناسبت تاریخی بوده کمتر به آن توجه شده !
بر ماست که دست کم در مورد بعضی نکات برجسته آن بیشتر از آنچه تا حال میدانسته ایم بدانیم.
جشن سوری تنها یک جشن ساده نیست ، جشن سوری یک یاد آوری از گوشه ای از تاریخ غرور آور این آب و خاک است .
جشن سوری یا چهار شنبه سوری
در کتاب تاریخ بخارا(۲) اشاره شده که منصور بن نوح از شاهان سامانی در
نیمه اول سده چهارم هجری این جشن را برگزار می کند که موجب آتش سوزی در
قصر او نیز می شود . :
توضیحات : هنوز محققان بر سر برپایی این جشن در روز چهار شنبه با یکدیگر اختلاف دارند .
در نظریه اول گفته شده:
آنچه مسلم است این است که ممکن نیست در ایران باستان جشن سوری در یک روز
معلوم مثل شب چهار شنبه برگزار می شده چرا که تقویم ایران باستان اصلا
شماره روز ها به صورت هفته گانه نداشت و هر روز نام خاص خود را داشته است
. روز شماری که ما امروزه از آن استفاده میکنیم که بر اساس آن هر ماه به
چهار بخش هفت قسمتی که هر بخش یک روز است و در کل به آن هفته میگوییم
تقسیم شده ، پس از ورود تازیان(اعراب) به ایران و از روزشمار آنان برداشت
شده است.
در نظریه دوم:
نخست اینکه بر مبنای
واژه نامه ی «فریتس وُلف»، در سراسر شاهنامه به جز یکشنبه و چارشنبه، روز
دیگری از هفته نام برده نشده است و تنها باری که از چهارشنبه یاد شده، در
همین داستان و همین جشنی است که در زمان بهرام چوبین انجام شده و این کهن
ترین یادکرد جشن چارشنبه در متون است. هرچند که زمان سرایش شاهنامه چند
دهه پس از تاریخ بخارا بوده است، اما موضوع داستان به سدها سال پیش از آن
باز می گردد.
دویم اینکه آوردن نام چارشنبه در داستان بهرام چوبین خود دلیل دیگری است که روزهای هفته در ایران باستان وجود داشته است.
سیُم اینکه
برخلاف اعتقاد عربان که روز چارشنبه را نحس و بدیُمن می پنداشتند و این
اعتقاد در آثار جاحظ و حتی منوچهری دامغانی نیز راه یافته است، اما
ایرانیان نه تنها این روز، بلکه هیچ روز و زمان دیگری را نحس نمی پنداشتند
و بخصوص چارشنبه را «گاهِ کام و جشن» دانسته اند.
نظریه های دیگری هم در این مورد وجود دارد اما چیزی که بحثی بر آن وارد نیست وجود جشنی با این مضمون می باشد .
| [جامعه وبلاگ نویسان بوشهر] |
|
|
| نوشته بعدی : المپیاد » | ||
| نوشته پیشین : « جاده | ||
بوشهری و وبلاگ نویس هستید؟ رایگان ثبت نام کنید ! |
||