شبکه جهانی ANC که اختصار کلمات (Abdo News Chanel ) میباشد تقدیم میکند .
کرسی بلتش ۲
مجری
: سلام بر همه شنوندگان و بینندگان پر و پا قرص برنامه کرسی بلتش .
امیدوارم که همه تون خوب و سلامت باشید و روز خوبی رو سپری کرده باشید .
قبل از اینکه مهمان این هفته ی برنامه رو به شما عزیزان معرفی کنم باید
اعلام کنم که سیستم پیامک شبکه ی ANC راه اندازی شده و شما میتونید
سوالات خودتون رو از مهمان عزیز بپرسید , فقط یه خواهشی از دخترهای دم بخت
دارم که الکی مزاحم ما نشن , بخدا تمام همکاران مو مشتی مرد پیر و پاتال
هسن که هر کموشون حداقل ۲ تا زن دارن پس لطف کنید سوالات نامربوط نپرسین
. امروز در خدمت یک مهمان خارجی هسیم که بخاطر نایاب بیدن شغل ایشان تو
کشور خومون قدم ری تخم چیش ( چشم ) ما گذاشتن و ما را سرافراز کردن و به
این برنامه اومدن . با عرض سلام خدمت ایشون , ازشون خواهش میکنیم که خوشون
معرفی کنن.
مهمان
: سلام به خواهران و براداران خوم . نوم ( اسم ) مو گدا گدول میباشد که از
کشور هندوستان قدم ری تخم چیش شما نهادمه ( گذاشتم ) . ای که خدا از آقای
کمت نکنه آقای مجری , ای که انشالله روز قیامت پرونده ی پیرینت شده بیلن
زیر چلت ( بغلت ) , بگو تا یه چای سیم بیارن که حلقم خشکه خشکه .
مجری : چشم آقای گدا گدول . پس گفتید که از کشور هندوستان اومدین , پس باید عبدو ی ما رو بشناسین , کیفش کوکه ؟؟؟
گ:
ها میشناسمش ولی چند روزیه که اصلا کسی تحویل نمیگیره , یه بمب چند متری
خونه ش منفجر شده کلاسش خیلی رفته بالا , چند میلیونی رفته ری قیمتش .
محله شون شهرت جهانی پیدا کرده بوا .
م : حالا ول ای حرفا کن , بگو شغلت چنن ؟
گ
: همین طور که از اسمم پیدان مو گدا هسم و سر چهارراه ها و میدون ها و
جایی شلوغ به شغل پرزحمت گدایی مشغول هسم . انشالله که از چشمه ی کوثر اوو
پوز کنی ( بخوری ) یه شربتی , یه اوو میوه ای سی ما نمی خین بدین ؟؟
م : الان میگم سیت بیارن . حالا بفرمایید چطوری شما به این شغل مشغول شدید ؟؟؟
گ
: والا یه شوی ( شبی ) با دی م و یه گردان بچه نشسته بیدیم داشتیم سی
خومون فیلم هندی از ماهواره سیل میکردیم که یکوشی ( یه لحضه ) بوام با
سیبیل از گوش در رفته اش اومد تو خونه و با اوقات تهلی گفت بیلین اخبار
میخوام بفهمم دور و برم چه میگذره . سی بوام گفتم مگه اخبار غیر دروغ چی
دیگه هم میگه ؟؟؟ بوام یه سیلیم ( نگاهم ) که , که در جا تو شلوارم سونامی
اتفاق افتاد , بعد از اینکه شلوارم رو عوض کردم و اومدم تو اتاق دیدم
اخبار داره گزارشی از دستگیری گداهای شهر رو نشون میده که همشون وضع شون
کویت کویت بی وبچه هاشون سوار ماشین های آخرین سیستم بیدن , از همون موقع
تصمیم گرفتم که گدا بشم و سری تو سرا در بیارم .
م
: همیسه ( هم اکنون ) همکاران مو یه صفحه از پیامک های شما رو به مو دادن
که آمار کل پیامک ها تا الان ۲۵۰۰۰ تا میباشد . اره ههههههههه چقه آدم
بیکار ما تو شهر داشتیمه . آقای م . ص پیامک دادن و گفتن : آقای گدا
گدول تیپ کت و شلواری که الان زدی اصلا بهت نمیاد گدا باشی ها .
گ
: آقای مجری انشالله که خدا بچه هات سیت نگه داره , ای که لباس کار گدایی
مو نی . این مربوط به شغل دوم مو میشه که مدیر عامل یه شرکت خصوصی هوا فضا
هسم که سی تفریح انجام میدم که یه تنوعی بشه تو زندگیم . از خدا که پنهون
نی از شما چه پنهون که مو سی شغل گدایی خیلی زحمت کشیدم و روشهای زیادی
هم به اسم خوم تو سازمان گدا پروران ثبت کردم که امروزه روش های مدرن
گدایی نام گرفته و تو سرتاسر دنیا ازش استفاده میکنند .
م : یه سوالی که همیشه تو ذهنم بیده ایه که سیچه تو هند گدا زیاد هسی و اصولا کشور گدا سازی هسی ؟؟؟
گدا : خوشگل پسری که تو باشی باید بگم علت های زیادی هسی که یکیش چون جمعیت هند سر به فلک کشیده و هیچ کنترلی سی مردم لهک هند وجود نداره و بعدیش اینکه ما از منابع زیر زمینی و معادن خدادادی
کمی بهرمند هسیم که نصف بیشترش خارجی ها به تاراج میبرن و چی سی خومون
باقی نمیمونه و مورد بسیار مهمش هم اینه که سیستم اقتصادی درستی ما تو
کشورمون نداریم و پخش سرمایه ها به صورت خیلی مبتدی و قدیمی اتفاق میافته
و هرکی سی خوشه ( خودش ه ) البته نباید قناعت مردم هند و کوته بینیشون هم
یادمون بره . ای که هیچ وقت روز تولد زنت یادت نره آقای مجری که لنگه کفش
بخوری , شوم نمیخیی ( نمی خواهی ) سیم بیار بخارم ( بخورم ) .
م : راسو ( بلند شو ) برو گم شو , حالم بهم زدی . از وقتی اومدیه هر دقیقه یه چیزی ازمون میخیی ,
اگه ما بخیم ( بخواهیم ) سی هر مهمونی ایقه چی بیاریم که باید بعد از
برنامه بیایم با تو همکار بشیم . از شما بینندگان عزیز هم تشکر میکنیم که
منت گذاشتین و تا این وقت شو ما رو تحمل کردین,به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقیست . شما رو به خدا بزرگ میسپارم تا برنامه ی بعد . کیف تون کوک و دماغتون چاق باشه .
پ . ن :
” مرا رازیست اندر دل به خون دیده پرورده
ولیکن با که گویم راز چون محرم نمی بینم
قناعت میکنم با درد چون درمان نمی یابم
تحمل میکنم با زخم چون مرهم نمی بینم . “
| [جامعه وبلاگ نویسان بوشهر] |
|
|
| نوشته بعدی : کنکور دادیم » | ||
| نوشته پیشین : « نگینی بر حاشیه کویر | ||
بوشهری و وبلاگ نویس هستید؟ رایگان ثبت نام کنید ! |
||