مهمون
شاید تا الان بارها شنیده باشیم که میگن مهمون حبیب خداست . قدمش سر چشم .
ولی مهمون تا مهمون داریم . مثلا مهمونی که مدام تو زندگی و مسائل شخصی اعضا
دخالت میکنه ، با کفش همه جای خونه رو واسه خودش قدم میزنه و … باید سرش
رو کوبید به طاق . حیف که مهمونه و احترامش واجب .
۱ ) ساعت ۶:۳۰ ( زمانی که حتی خروس هم خوابه ) داری آسمون هفتم رو هم خواب
می بینی یهو یه نفر زیر پنجره ی اتاقت می زنه زیر آواز مستیم درد منو دیگه دوا نمیکنه .
اونوقت باید یه پارچ آب یخ برداری و بریزی رو سر عامو تا از خجالتش دربیای . ( حالا دردت
دوا شد یا نه )
۲ ) من ، محمود ، ایکس ، وای ، زد ، رافائل ، پیتزا ، کباب ترکی ، سالاد ماکارونی .
۳ ) چه حالی میده شیرینی ماشینی که قراره یه روزی خریده بشه رو از محسن بگیری . بیچاره
فکر کرد با یه کاکتوس رفتن تمومه . ولی وقتی که پول قوام رو حساب کرد ، فهمید چه رفیق
فابریک و با مرامی داره .
پ . ن ) من از آن روز که در بند تو هستم ، آزادم .