مدو ( مدینه ) پا پهن پا پهن با کم گتش ( شکم بزرگش ) داشت میرفت خونه که سکو ( سکینه )دختر میش صفر تو کیچه ( کوچه ) دید :
مدو
: سلاممممم سکو . خوبی عزیزم ؟؟ بوا تینا خوبن ؟؟ بچه هات خوبن ؟؟ شوهرت
خوبن ؟؟؟ بخدا از سر کیچه که اومدی داخل وقتی کم گتت دیدم گفتم خوت هسی .
بچه ت تو چه حاله ؟؟ کی انشالله وقت زایمانت هسی ؟؟
سکو
: سلام علیکم مدو . خدا را شکر همه خوب هسن و سلام رسون. تو چطوری ؟؟
دوماد ما خوبن ؟؟؟ ای که مادر زنش فداش بشه , نوم خدا ( ماشالله ) چقه
هم گت شده , بیو جلو تفکت ( آب دهان برای چشم زخم ) بدم که فردا نگی چیشت
زدمه . مو خو یه ۲ ماهی وقت دارم ولی مثل اینکه تو دیگه وقتشه . حالا
اسمش چه میخین بیلین ( بذارید ) ؟؟
مدو
: ها دیگه وقتشه , سی آخر ماه وقت دارم . والا بواش خو میگه باید اسمش
بیلیم مراد , می گو ( میگه ) اوو نطلبیده مراد ه ولی مو دلم میخواد اسمش
بیلیم ساشیا , حالا باید ببینیم نظر پالمان خانوادگی چنن . حال عروس مو
چطورن ؟؟؟
سکو
: خدا را شکر , سلام داره خدمتت , همش زیپیلک میندازه و اصلا نمیله مو شو
بخوسم ( بخوابم ) ولی همی که میگم دختر عاقل باش تا وقتی گت شدی پسر خاله
مدو ( مدینه ) سیت بسونیم جلدی خجالت میکشه و آروم میشه .
مدو
: دست ری دلم نیل که خینن ددا ( خواهر ) . والا امروز صبح مراد جفت پا
اومد تو کمم ( شکمم ) که بک ( آتش گرفتن ) گرفتم . میگم چه شده بچه ,
خوبه که هنی به دنیا نیومدی ای طوری داری مونه میزنی . می گو مگه نمیفهمی
فردا روز ولنتاین سیچه نمیری سی دوست دختر مو کارت ولنتاین بخری ؟؟؟ میگم
دوست دخترت ؟؟ تو هنی بدنیا نیومدی دوست دختر پیدا کردی ؟؟ ریم سیاه .
میگه : هانه مگه مو چم از ای بچه های انگلیسی کمترن که نباید دوست دختر
داشته باشم , مو عاشق دختر خاله سکو شدم و حتما بیاد سیم بری خواستگاری .
بعد با کنگیزش ( آرنجش ) زد تو دلم و سیم گفت ای خبرکو بخون :
دبستانی در غرب انگلستان رد و بدل کردن کارت روز ولنتاین توسط دانش
آموزان را ممنوع کرده است . مادر یکی از دانش آموزان گفت: “واقعا
مسخره است. وقتی شنیدم، باورم نشد. پسرم شش ساله است و از دوره کودکستان
دوست دختر داشته است. “
سکو
: ای مو قربون دوماد خوم ( خودم) برم که از همی حالا بفکر عشق و عاشقی
افتاده , ای مادر زنت پیش مرگت واوو ( بشه ) , بعدا میگن ما از خارجی ها
عقبتر هسیم , سی کو بخدا بچه ی ما هنی بدنیا نیومدنه عاشق پیشه هسن ولی
نمیفهمم سیچه وقت زن گرفتنشون که میشه جفتک میندازن و ادا و اطوار در
میارن , بخدا مدو ( مدینه ) مو ۱۵ سالم بی که نمکو اومد خواستگاریم و
وقتی بوام قبول که , مو دیگه نمکو ندیدم تا شو عروسی ولی بچه ی امروزه
حرف بوا و دی ( مادر ) دیگه گوش نمیدن خو , همش حرف حرف خوشون شده و
اصلا با ترازو ما تروک هم نمیکشن .
مدو
: والا چه بگم ددا !!! البته کار ما هم خرابنا ( خراب هست ) که هنی بچه تو
کم مون ( شکم مون ) هسی , ریش ( روی ش ) اسم میلیم و سیش همسر انتخاب
میکنیم و حتی رشته ی تحصیلی و شغل هم سیش مشخص میکنیم و اگه ای کارا انجام
نده شیر یارانه ی که سیش دادیمه حرومش میکنیم و تف و لعنتش میکنیم , ایقه
لنده ( غر زدن ) ری سرش میدیم که بچه ی کو یا کلو (دیوونه) میشه یا دیگه
اصلا حرفمون گوش نمیده و اووسه ( اون وقت ) هم میشینم پیش کس و ناکس ازش
بد میگیم و میگیم که بچه کو ناخلف شده . دوره زمونه عوض شده ولی ما هنی
مثل زیترا ( قدیما ) فکر میکنیم و میخیم همو کارا که بواهامون باهامون
کردن , همو کارا هم ما سی بچه هامون انجام بدیم ولی امروزه دیگه جواب
نمیده عزیزم .
سکو
: ووویییی ریم سیاه , پاتیلم ( قابلمه ) ری تش سوخته ایسه , چقه گپ گتی
( حرف زدن زیاد ) میکنی دختر , هوش و حواس سیم ننادی ( نذاشتی ) برم که
ایسه شوهرم از خونه صحرام میکنه .
مدو : برو جونم برو عزیزم . سلام دیت هم برسون . خدا پشت و پناهت . مراقب عروس ما هم باش .
پ
. ن ۱ : سلام بر همه دوستان و همشهری های عزیزم . من رو به بزرگواری
خودتون ببخشید که نمیتونم به وبلاگ هاتون سر بزنم و مطالب زیبا و شادتون
رو بخونم . انشالله در یک وقت مناسب تمام پست های گذاشته شده رو حتما
میخونم و تک به تک نظر میذارم . انشالله همیشه عاشق و شاد بمانید .
ولنتاین هم به همه ی شما تبریک عرض میکنم
پ . ن ۲ : در پست بعد برنامه کرسی بلتش خواهیم داشت .
ولنتاین نوشت :
غمگین نشد از این که به او تاخته اند
یا اینکه به جانش تبر انداخته اند
وقتی جگر انار خون شد که شنید
از شاخه ی او چوب فلک ساخته اند
| [جامعه وبلاگ نویسان بوشهر] |
|
|
| نوشته بعدی : وداع…وداع آخرن » | ||
| نوشته پیشین : « ما ز یاران چشم یاری داشتیم خود غلط بود آنچه می پنداشتیم؟ | ||
بوشهری و وبلاگ نویس هستید؟ رایگان ثبت نام کنید ! |
||