از قدیم الایام همیشه گفته اند که باد آورده رو باد میبره ،گرچه این ضرب المثل بیشتر برای پول و ثروت استفاده میشه ، اما به نظرم برای حرف و حدیث هم کاربرد داره . قطعا وقتی باد ازین و اونور واستون حرف و حدیث میاره، همون باد حرف و حدیثتون رو برای اینور و اونور میبره منتها با چاشنی ۳۰-۴۰ تا کلاغ اضافه !!!
خود اون باد خودش یه معضله !! حرف و حدیث هایی هم که این وسط رد و بدل میشن صدتا معضل دیگه !! برای همین واسه اون باد هیچ امیدی و راه نجاتی نیست چون طبیعتشه ، ذاتشه ، کاریشم نمیشه کرد . ولی اینکه ماها حرف بدیم دستش این کار درستی نیست .
اونم راجع به دوستامون ، هم صحبت هامون ، هم سفرهامون ، هم سفره هامون …
این درسته که هیچ آدم بی نقصی وجود نداره ، هرکسی مشکلاتی ، اشتباهاتی ، ایراداتی داره ، ولی به عنوان یه دوست میشه به خود اون دوست ایرادشو گفت ، راهنماییش کرد ، شاید واقعا نمیدونه کارش اشتباهه . یا شاید برداشت ما از کار اون یا حرف یا رفتارش اشتباه بوده .
وقتی دو نفر دوست که هردو از نعمت گوش و زبون و عقل و هوش برخوردارن و میتونن صحبت کنن و مشکلات و یا هر چیز دیگه رو با هم حل و فصل کنند چه دلیلی داره که پشت سر هم حرف بزنن ؟؟ حتی گلایه کنند ؟ دوستی که فقط دور هم جمع شدن و خندیدن و جوک تعریف کردن که نیست !
دوستی یعنی من ، یعنی تو یعنی اعتبار . چون یکی از راه های شناخت هر کس بعد از خانواده دوستاشه
وقتی یه سوتفاهم با یه صحبت ساده؛ خصوصی و یا حتی تلفنی حل میشه ! چرا باید اون حرف رو به دست باد سپرد ؟ که اون سو تفاهم همه جا بپیچه و بزرگ و بزرگتر بشه و نظرات عجیب و غریب راجع بهش داده بشه و دلخوری ها بیشتر بشن و رابطه ها سردتر و کمرنگ تر ؟
چرا وقتی یه موضوعی ذهنمونو مشغول میکنه ؟ دلیل واقعیشو نمی پرسیم ؟و فقط و فقط توی ذهن خودمون فرضیه پردازی میکنیم و خودمون هم اون فرضیه رو باورش میکنیم و به عنوان یه حرف قطعی بیانش میکنیم ؟ و فقط و فقط تنها به دلیل یه حدس و یه گمان با آبرو و شخصیت همدیگه بازی میکنیم ؟ و بعد هم با کلی افتخار خودمونو دوست معرفی میکنیم !
این کار درستی نیست ، با این روند بخوایم پیش بریم فاصله ها روز به روز از هم بیشتر و بیشتر میشه و آدما منزوی ومنزوی تر ! هیچ آدمی از تنها بودن و تنها موندن خوشش نمیاد ! طبیعت آدمی به اجتماعی بودنشه ! لذت زندگی به همین باهم بودن هاست ! این لذت رو با یه لحظه حرف بی فکر و اونم جلوی آدمای بی جنبه زدن از خودمون و از دوستای خوبمون نگیریم ! فرصت زندگی کوتاه تر ازین حرفاست !
پ.ن ۱: خدا رو شکر که همیشه توی روابطم با بقیه آدم ها، حد و مرز مشخصی داشتم و حد واقعی خودم رو میدونم و هیچوقت پایم رو از گلیم خودم دراز تر نکردم و همیشه هم مراقب رفتارم بودم پس لطفا هرگونه حرف و حدیث اضافی موقوف (این لطفا جهت احترام بود وگرنه هیچگونه بار خواهشی نداشت و این یک جمله ی کاملا دستوری هست )
پ.ن ۲: خیلی سعی کردم که این موضوع رو به روی خودم نیارم ، به قولی طلایی که پاکه چه منتش به خاکه؟ پیش خودم فکر میکردم دوستای واقعیم منو میشناسن و میدونن که این حرف و حدیث ها راجع به من صحت نداره . گفتم اینقدر سکوت میکنم تا خلاف این صحبت ها ثابت بشه اما میبینم نه ! سکوت من باعث شده که اون “باد” با وقاحت بیشتری به کار خودش ادامه بده !و کوتاه هم نمیاد و دوستان هم گویا فکر میکنند این صحبت ها به گوشم نمیرسه و یا فکر میکنند سکوتم به معنی تایید این حرفاست !! این شد که بالاخره سکوتمو شکستم !!
پ.ن ۳: توی جمع اگه با بقیه بجوشیم و بگیم و بخندیم و شاد باشیم که میگین : هااان !! ببین سرو گوشش میجنبه و شیطونه . اگه سکوت کنیم و هیچی نگیم و سربه زیر بشینیم میگین : مشکوک میزنه یا رفته تو قیافه و خودشو میگیره یا خودشو به مظلومی زده . ما بالاخره نفهیمیدیم باید چه مدلی باشیم که شما یه چیزی به ما نبندی . بابا اصلا به تو چه ؟ فوضولی ؟ به قول عربه : ما نباید از دست شما یه خواب راحت داشته باشیم …
بخدا صبر هم حدی داره
پ.ن ۴ : هر اونچه رو که توی تلوزیون میبینید توی زندگی واقعی خودتون انجامش ندید. حالا درسته تلوزیون اخبار هنرمندان نشون میده و شایعات داغ هالیودی ولی خب بالاخره اونا هنرمندن فرق میکنه از روز اول میدونستن هنرمند بشن این شرایطم باید تحمل کنن . اونا شایعه تحمل میکنن پولشونم پارو میکنن. ولی ما چی ؟ پول که گیرمون نمیاد یه چی هم بهمون میچسبونن که کارم گیرمون نیاد . با این وضعیت بخواین پیش برین شما هم یه بخشی توی اخبار ها بهتون اختصاص بدن و شما هم بشین بنگاه سخن پراکنیا
پ.ن۵ : البته یه فکر بهترم هست . بیاید یه جور اشتغال زایی کنید ! این همه بیکار توی استان هست . بیایید یه بنگاه شایعه پراکنی بزنید . اون ” باد ” محترم بشه رییس . یه چندتایی خبرچین استخدام کنید و یه جندتایی هم آدم بیکار با ذهن باز که خبرها رو به هم مرتبط کنند و شاخ و برگ بهش بدن و داغ داغ تحویل جامعه بدن . باور کنید ثواب میکنید یه عده ای هم از بیکاری در میان .
پ.ن ۶: اینقدر راحت پشت سر بقیه حرف نزنید چون یه روزی هم بقیه به همین راحتی پشت سرتون حرف میزنن و کسی هم باورش نمیشه که این حرفها صحت نداره اونوقت چیزی که عوض داره گله نداره ها بعد نگین که نگفتم !
پ.ن۷: وقتی صحبت از باد میشه یعنی تصمیم گیری هم رو هوا میشه ، یه صحبت الکی که پیش میاد و دست به دست میپیچه و به گوش همه میرسه هر کس یه چیزی بهش اضاف میکنه . یکی از رو باد معده حرف میزنه یکی رو باد هوا . هوا تو هوا قاطی آخرشم معلوم نمیشه چه خر تو خری میشه
ولی نکنید اینکار رو ، نکنید بخدا . حر
| [جامعه وبلاگ نویسان بوشهر] |
|
|
| نوشته بعدی : وحشتناک ترین قاتل دنیا یک زن بود ! » | ||
| نوشته پیشین : « یک جمعه در میان | ||
بوشهری و وبلاگ نویس هستید؟ رایگان ثبت نام کنید ! |
||