از آقای هاشم جفره علیباش تا امامزاده هاشم پایگاه هوایی

دیشب شب خوبی بود…

سه سالی میشه که اهالی جفره علیباش سابق که الان هر کدوم یه جایی از شهر ساکن هستن اربعین

حسینی توی خاک پاک آقای هاشم جفره جمع میشن و در کنار عزاداری..خاطره ها رو زنده می کنند.

همیشه توی مدرسه وقتی می گفتم فامیلم جفره ایه  فکر می کردن اهل جفره ماهینی فعلی هستم..چون

جوون ترها و البته کسایی که بوشهری اصیل نیستند نمی دونند که قبلا جفره علیباشی هم وجود داشته و

امروز اونجا رو منطقه نظامی اشغال کرده…جفره علیباش سرسبز و زیبا با مردمی دوست داشتنی و

خونگرم کنار دریای نیلگون خلیج فارس..آره همکلاسی ها منم اهل همون جام و اسم جدم مرحوم علیباش

جفره ای به روی این سرزمین موندگاره…

داشتم از دیشب می گفتم…

همین که وارد پایگاه هوایی شدیم به همه گفتم اینجا دیگه مال خودمونه..خاکمونه…آزاد آزادید..وحس

خوبی بود..همه فامیل دور هم بودن…حتی اون کسایی رو که شاید خیلی وقتا کنار هم رد میشدیم و نمی

دونستیم فامیلیم و این بهونه ای بود که نسل های جدید همدیگرو بشناسن تا بتونیم توی خوشی و نا خوشی

ها کنار هم باشیم…

محل دیدار ما آقای هاشم بود..آقای هاشمی که امروز یه مکان زیارتی بسیار زیبا و بزرگ توی شهره که

به خاطر موقعیتی که داره هنوز خیلی از همشهری هامون به زیارت آقا نرفتن…

مراسم با سه دسته سنج و دمام زن شروع شد و با  سینه زنی اهالی جفره علیباش و نوحه خونی آقای

کشتکار به اتمام رسید…

سوز سرما همه رو اذیت میکرد ولی امامزاده هاشم یا به قول جفره ایا آقای هاشم همه رو دلگرم به

موندن  کرده بود..


مامان می گه از زمانیکه انقلاب شده حسابی به امامزاده رسیدن و قشنگش کردن.طوری که وقتی خالم

پارسال از ماشین پیاده شد .. هاج و واج موند و چشاش پر اشک شد و گفت کاش آقام اینجا بود و میدید

چقدر باصفا شده  آقای هاشم… خدا بیامرزه پدربزرگهامو  مرحوم جعفر جفره ای و مرحوم اسماعیل جفره

ای… و همه ی جفره ایا که جاشون دیشب واقعا خالی بود !

[جامعه وبلاگ نویسان بوشهر] فرستادن به فیسبوک فرستادن به بالاترین فرستادن به دنباله
نوشته بعدی : »
نوشته پیشین : «

بوشهری و وبلاگ نویس هستید؟ رایگان ثبت نام کنید !

مسابقه وبلاگ نويسي روز بوشهر