تو یه روز بارونی
تو یه هوای تازه
به دور از هوای شرجی
واسه تنهایم ، برای دلتنگ ام
رفتم و رفتم ، رفتم به جاده ، به جادهای روشن
خواستم برم یه جایی که همچی آروم باشه ، ساکت ، ساکت تر از سکوت
چشمام به راه بود ، دنبال چی بودم ، نمیدونم شاید یه ردپا
نه شایدم یه دونه…
آره یه دونه چراغ جادو
واسه اینکه منو به گذشته ها ببره به باسیدون
به جایی که بزرگای بوشهر میگن قبلا پر از کبوتر بود پر از پیلیسوک
تو یه حال و هوای دیگه بودم تو ه (ح) پ ر و (ط) ت
نه اینگار یه حسه دیگست یه حسی که داره میگه من هنوز زنده ام
این حس عجیب از کجاست ، نا کجا آباد
نه بزار از دوستان بپرسم از شناشیر
یا شایدم از خلبوس
نمیدونم از کمی بپرسم از اون دخترهای خوب
نه اونا هم که نشستن پشت چهل خونه
خدا خودت میدونی خیلیا حسودیشون میشه به سوگند شبانه من و تو
البت خوت میونی اینا تیکه ای از زندگی دوست داشتنی من
نه همی زندگیم ما بقیش رفته به خاطرها
پ.ن.۱) آقا میدونم خیلی بد شده ولی زیاد به اراجیف من دقت نکنیدخواستم یه چی
بگم که همه دوستان توش باشن ولی نشد البت از قدیم گفتن کاچی بهتر از هیچی
پ.ن.۲) پیشاپیش فرارسیدن اربعین حسینی رو به کلیه دوستان تسلیت میگم.التماس ۲عا
پ.ن.۳) اینم یه متن توپ از شعر های نامجو واسه استاد خودم حکیم احسانوالدوله.
عقاید نوکانتی از آن من
شقایق نورماندی از آن تو
حلاوت و بی صبری از آن من
عشق پانزده سانتی از آن تو
ماکارونی، تمر هندی از آن ما
خیابان شهید قندی از آن ما
قبری که بهش می خندی از آن ما
ذکاوت و رندی از آن ما
ز سفره چه می جویی، حاتم من
با خودت چه می گویی، خاتم من
دیگه واسه چی می جویی، ماتم من
بابا تو چه پررویی، خاتم من
اسب تو کجا می بندی، گوبوی من
به چی تو دل می خندی، کوبوی من
آقا به مویی بندی، سرور من
خانم به چی پابندی، شرور من
کوکوی دو شب مانده، از آن ما
کپی پدر خوانده، از آن ما
خلقت نا خوانده، از آن ما
کپی پدر خوانده، از آن ما
دولت شرمنده، از آن ما
کلفتی پرونده، از آن ما
ملی پوش بازنده، از آن ما
دولت شرمنده، از آن ما
انتقاد سازنده، از آن ما
شــــــــــاید که آینده، از آن ما