سلام
سلام خوبیى؟
این چند روز خدا رو شکر کلی اتفاق خوب افتاد. تولد زهرا بود که کادو تولدش قرار شد اسفند که می خوام برم تهران از اونجا واسش خرید کنم.
۵ شنبه ۳ تا از دوستام با شوهرو بچه هاشون اومدن خونمون. باورتون نمیشه ماشااله ۲ تا بچه شیطون بدون که کلی به بچه ها خندیدم . تلفن خونمون گوشی توی دست یکیش بود و خود دستگاه تو دست یکی دیگش . این شماره میگرفت اون یکی حرف میزد.
خلاصه کلی خوش گذشت وقتی رفتن دلم واسشون خیلی تنگ شد.
بعد از رفتن اونا وسایلم رو جمع کردم که جمعه برم کوه.
البته قرار بود بریم کوه نمک اما تو ساعتهای آخر تصمیم عوض شد و چون یک همایش کوهنوری، که از هیئت های کل استان شرکت می کردند منم اینو به کوه نمک ترجیح دادم.
نمی دونستم که گناوه هم کوه داره.کوهی به نام کوه گل خاری. این کوه ارتفاعی نداشت فقط ۷۰۰ متر بیشتر ارتفاعش نبود ولی کوه خیلی خیلی قشنگ و سختی بود. این کوه هم آبشار داره و هم ۲ تا غار . در کل کوه خیلی جالب و قشنگی بود. از اون بالا که به پایین نگاه می کردی .( خونه های چینی ها و ژاپنی ها رو در نظر بگیرید دیدید که خونه هاشون یه کلاهک های خاصی دارند ) دقیقاً ازاون بالا ارتفاعات کوتاهترش هموشون همین طور بود. نمی دونم تونستم درست توضیح بدم یا نه ولی من که خیلی خوشم اومد.
بعد هم که برگشتیم پایین و ساعت ۴ ناهار خوردیم و ساعت ۵٫۳۰ تا ۶٫۳۰ رفتیم بازار و بعد از اون برگشتیم بوشهر.
پ ن : نمی دونم این حکمت خرید کردن چیه . این همه خانم که خرد و خسته بودن این همه از کوه بالا رفته بودند و پیاده روی کرده بودند بازم خرید کردن رو ول نکردند حتی برای یک ساعت هم که شده رفتن بازار.
پ ن : بابت همه چیز ممنونم خدا جونم.
پ ن : نبودن هیچ چیز و هیچکس سخت نیست، فراموش کردن یک بودن سخت است.