زنگ تفریح

بالاخره بعد از یه مدت کلاسهای متوالی و امتحان نوبت رسید به زنگ تفریح.لی لی پوته نازنینم خسته نباشی،میبوسمت عزیزم.

جاتون خالی بچه ها، بعد از مدتی بلاخره اومدم مشهد،این دفه پرواز لغو نشد ولی در شرفش بود.ساعت ۹٫۱۵ پرواز بود ولی به دلیل بدی هوا تاخیر داشت.خیلی خسته شدم ساعت ۲ ظهر پرواز کردیم ۴ رسیدیم.

هیچکس فکر نمی کرد سالم برسیم،همه کتاب دعا دستشون بود دعا می کردن ،خیلی تند میرفت، منم که از خستگی و گرسنگی سردرد و حالت تهوع داشتم،از شانس قشنگم یه خانم کنارم بود که گلاب به روتون یه ریز استفراغ میکرد،خیلی ببخشیدا بوی مطبوعی هواپیما را فرا گرفته بود.

اگه تحمل اتوبوس رو داشته باشی سه روز تو راه بودن خیلی بهتر از هواپیماهای دسته دهم روسیه است.

هوا اینجا خیلی سرده، داره برف میاد.عصر میریم برف بازی.

خیلی سخته از خانواده دور باشی ولی وقتی برمیگردی خیلی عزیزی.همش تو بغله مامانمم.

سختیهارو میتونی برای رسیدن به هدفت تحمل کنی اون وقته که واست میشه قندونبات.

من از روزی که میام هر روز غذاهای درخواستی با دست پخت مامان می خورم،جاتون خالی امروزم ماهی شکم پر نوش جان کردم.به به حسابی فاز داد. 

[جامعه وبلاگ نویسان بوشهر] فرستادن به فیسبوک فرستادن به بالاترین فرستادن به دنباله
نوشته بعدی : »
نوشته پیشین : «

بوشهری و وبلاگ نویس هستید؟ رایگان ثبت نام کنید !

پرتال فروشگاه ساز اینترنتی بازارگاه No foi possvel encontrar o ficheiro pretendido.